Thursday, July 2, 2015





بازداشت شهریار سیروس, هنرمند بهایی 

روز چهارشنبه ۱۰ تیرماه / یکم ژوئیه شهریار سیروس، هنرمند و نقاش بهایی در منزل شخصی خود توسط مزدوران وزارت اطلاعات بازداشت شده است. مزدوران وزارت اطلاعات که در این گزارش تعداد آن‌ها ۱۱ تن ذکر شده است، با نشان دادن حکم و ضبط لوازم شخصی٬ شهریار سیروس را به مکانی نامعلوم منتقل کرده‌اند. تاکنون از وضعیت و محل نگهداری او اطلاعی در دسترس نیست.
او بیش از ۱۰ سال است که در رشته‌های طراحی، نقاشی، تاریخ هنر، کمپوزیسیون و مبانی هنرهای تجسمی و مبانی فلسفه هنر به تدریس مشغول است.



اندر فوايد حضور هومن مجد در بالکن هتل ظریف

در 2 سال گذشته، لابی رژیم با حضور دسته جمعی در محل مذاکرات، تلاش میکند تا با انجام مصاحبه با رسانه های مهم، کارزار تبلیغی رژیم را پیش ببرد و با تأثیر گذاری روی افکار عمومی، موقعیت چانه زنی رژیم را تقویت کند. ضمنا، برای آنکه دلالان رژیم مورد توجه رسانه ها قرار گیرند، عکس های تریتا پارسی و هومن مجد با تیم مذاکره کننده منتشر میشوند تا آنان را بعنوان کارشناس
انی مرتبط با رژیم و صاحب اطلاعات ویژه جا بیندازند
برنامه مخفی هسته ای رژیم ایران در تابستان 2002 افشا شد و یکسال بعد، رژیم و سه کشورهای اروپائی، مذاکرات هسته ای را شروع کردند که اکنون به 1+5 تبدیل شده و بزودی وارد چهاردهمین سال این مذاکرات میشویم. هدف رژیم از این مذاکرات، جلوگیری از تحریم، کلاه گذاشتن سر جامعه بین المللی و تلاش برای حفظ توان تولید سلاح هسته ای بوده است زیرا چند هزار سانتریفوژ از دور خارج شده دهه هفتاد میلادی هیچگونه مصرف صلح آمیز نداشته و ندارند. هدف جامعه بین المللی از این مذاکرات نیز، بستن راههای دستیابی رژیم ایران به بمب اتمی بوده است.

از دو سال پیش که رژیم تحت فشار تحریم های اقتصادی و در وحشت از شورش مردم مجبور به نرمش قهرمانانه شد و جواد ظریف مسئولیت مذاکرات هسته ای را بعهده گرفت، بخوبی میدانست که برای دستیابی به حداقل های مورد نظر (حفظ توان تولید سلاح هسته ای) باید در کنار مذاکرات هسته ای، از اهرم های دیگری نیز برای تقویت موقعیت چانه زنی خود کمک بگیرد. در همین راستا، استفاده از دیپلماسی نفتی، یعنی فعال کردن لابی های نفتی یا تقویت لابی رژیم در آمریکا از مهمترین راهکارهای رژیم بوده است.

اما شاید مهترین اهرم دولت روحانی، استفاده حرفه ای از رسانه های بین المللی برای بزک کردن چهره رژیم و تأثیرگذاری روی افکار عمومی و در نتیجه فشار روی سیاسیمداران غربی بوده است. بهمین دلیل دیپلماسی لبخند ظریف و روحانی، جایگزین دیپلماسی انقلابی و ضد امپریالیستی احمدی نژاد شده است.

از شروع دور جدید مذاکرات هسته ای در ژنو در نوامبر 2013 تاکنون، لابی طرفدار رژیم و در رأس آن نایاک، با حضور فعال و دسته جمعی در محل مذاکرات، تلاش کرده است تا به کارزار رسانه ای رژیم برای تأثیر گذاری روی مذاکرات هسته ای کمک کند. حضور تریتا پارسی و شبکه لابی رژیم در محل مذاکرات به آنان امکان میدهد تا در بطن وقایع با خبرنگاران مختلف به گفتگو بنشینند و نقطه نظرات مورد دلخواه رژیم و فضا سازی مورد نظر جواد ظریف را در رسانه های مهم جا بیندازند.

از طرف دیگر، برای آنکه دلالان رژیم مثل پارسی و هومن مجد مورد توجه خبرنگاران قرار گیرند، با موافقت رژیم، عکس های آنان با تیم مذاکره کننده منتشر میشوند تا آنان را بعنوان کارشناسانی مرتبط با رژیم و صاحب اطلاعات ویژه جا بیندازند. بدین ترتیب عکس تریتا پارسی با تیم مذاکره کننده یا عکس هومن مجد با ظریف در بالکن هتل منتشر میشوند.
همه این تلاش ها برای کمک رسانی به سیاست هسته ای رژیم آخوندی یعنی حفظ توان تولید سلاح هسته ای توسط حکومت آخوند-پاسدار حاکم بر کشورمان میباشد.
فورم ايرانيان حسن داعي دوم جولای 2015



اجرای حکم سبعانه قطع دست به بهانه دزدی توسط رژیمی که خود یکی از بزرگترین دزدهای سرمایه های ملی است

 روز يكشنبه 7تير، در روزهاي ماه مبارك رمضان، رژیم ضد بشری آخوندی در عمل جنایتکارانه دیگری اقدام به قطع انگشتان دست دو زنداني جوان به اتهام سرقت در زندان مركزي مشهد نمود.
يكي از قربانيان يك جوان 26ساله بود. روزنامه حكومتي خراسان كه اين خبر را منتشر كرده، تأكيد كرده اگر چه وي سرقت عادي هم انجام داده بود اما بخاطر کج کردن نرده هاي خارجي حفاظ پنجره و شكستن در كمد و شکستن حرز خانه شاكي... به قطع دست محكوم شد.
اعتراض اين جوان مؤثر واقع نشد و دژخيمان «دادگاه تجديد نظر» آخوندي نيز اين حكم را مورد تأييد قرار دادند و اين مجازات سبعانه اجرا شد.
این اقدام جنایتکارانه حکومتی در حالی صورت می گیرد كه رسوايي اختلاسها و چپاولهاي نجومي سران و مقامات رژيم هر روز در رسانه هاي حكومتي منتشر مي شود. از غارت 95ميليارد دلاري سرمايه هاي مردم ايران توسط خامنه اي در امپراطوري مالي موسوم به «ستاد اجرايي فرمان امام» تا چپاول 2ميليارد و 600ميليون دلاري بابك زنجاني كه خود را «سرباز ولايت» مي نامد، تا چپاول دهها ميليارد دلاري حق بيمه كارگران و مستمري بگيران در سازمان تامين اجتماعي، دزديهاي 12هزار ميليارد توماني (3ميليارد و 600ميليون دلاري) در بانكها، چپاول بيش از 2ميليارد دلاري زمينهاي شميرانات توسط نيروهاي مسلح و صدها پرونده اختلاس ديگر كه سران رژيم به سهولت از خزانه و بانكهاي كشور چپاول مي كنند.
تا جاییکه آخوند صادق لاريجاني، رئيس قوه قضاييه رژيم، در وحشت از عكس العمل مردم و جوانان، باندهاي مختلف حكومتي را از برملا كردن اين پرونده ها بر حذر داشت و گفت: «پرونده‌هاي کلان مفاسد در حال رسيدگي است اما گفتن زياد آن چيزي را عوض نمي‌کند، گفتن وجود مفاسد توقع مردم نيست. عمده فسادها مربوط به وام‌هاي کلان و فساد در برخي وزارتخانه‌هاست»
لازم به یادآوری است که سكوت در مقابل بربريت حاكم بر ايران كه ننگ بشريت معاصر است، به بهانه مذاكرات اتمي يا هر بهانه ديگر، نتيجه‌يي جز دست باز دادن به اين جانيان در كشتار مردم ايران، همچنين چراغ سبزي به اين رژيم براي ادامه پروژه دستيابي به بمب اتمي و صدور بنيادگرايي و تروريسم است.


جیره بندی آب در روستاهای بخش مرکزی نوشهر 

پس از گذشت سالها سومدیریت و بی توجهی به امور کشور توسط کارگزاران نالایق و فاسد نظام آخوندی بویژه در مورد مسئاله آب و همینطور اعمال سیاستهایی همچون پروژه ها و سدسازی هایی که نه تنها هیچگونه ریشه ای در تخصص و تجسس آکادمیک و مهندسی خاک و جغرافیایی منطقه نداشت بلکه تنها هدف کارگزاران دزد نظام آخوندی گرفتن یک پروژه جهت در دست داشتن بهانه ای برای هرچه بیشتر به جیب زدن سرمایه های ملی ملت بود، از اینرو اینک ایران با معضل بسیار بزرگی بنام بحران آب روبرو شده که هر چه پیشتر می رویم نمود این مشکل بزگ و بزرگتر می شود.
به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا، محمد علی قمی اویلی، روز “یک‌شنبه ۷ تیرماه” در نشست شورای هماهنگی بحران ویژه خشکسالی و کمبود آب که در استانداری مازندران برگزار شد، گفت: “در بخش مرکزی و نیز در روستاها جیره‌بندی آب انجام شد و اکثر روستاهای ما هر ۴۸ ساعت نیم ساعت از آب بهره‌مند هستند.
او اضافه کرد : تامین آب شرب و کشاورزی در این شهرستان وضعیت بحرانی دارد که منجر به زیر کشت نرفتن برخی از اراضی شد.
اینک در این روزهای داغ تابستانی به اعتراف فرماندار رژیم در نوشهر، مردم تنها حق نیم ساعت استفاده از آب در طول 48 ساعت گرمای طاقت فرسا را دارند.
چون همیشه نتیجه دایمی زد و بندها و دزدیهای بی انتهای این رژیم غارتگر، هزینه ای است که تنها پرداخت کننده آن مردم مظلوم و بی گناه ایران می باشند.


کارگران معدن گل‌گهر کرمان در اعتراض به پرداخت نشدن معوقات مزدی دست به تجمع اعتراضی زدند

 تجمع و اعتراضات کارگری نشانگر نظام بیمار و سیستم فاسدی است که کارگران زحمتکش را وادار می سازد تا در مقابل ساعتها کار طاقت فرسا جهت دریافت حقوق ماهانه ای که بسی کمتر از دستمزد واقعی زحمتهایشان است به آن دست بزنند . بویژه زمانیکه حتی کارگزاران نظام پلید آخوندی از پرداخت همان اندک حقوق مقرر شده نیز خودداری کرده و کارگران را ماهها و ماهها با وعده و وعیدهای توخالی و بی پایه سر می دوانند. امری که در سیستم دزد و فاسد آخوندی به فرهنگی رایج در مقابل کارگران و همچنین دیگر اقشار جامعه تبدیل شده است.
در همین راستا به گزارش خبرگزاری حکومتی ایلنا، جمعی از کارگران پیمانکاری معدن گل‌‌گهر کرمان، در اعتراض به طولانی شدن زمان پرداخت معوقات مزدی خود در محل اداره کار و فرمانداری ژیم درسیرجان ست به تجمع اعتراضی زدند.
یکی از کارگرانی که در این تجمع صنفی حضور داشت با اعلام این خبر گفت: " نزدیک به ۱۵۰۰ کارگر از طریق شرکت‌های پیمانکاری شهسوار ماشین و فتح جنوب در فعالیت‌های استخراجی معدن معدن شماره ۴ گل‌گهر مشغول‌ کارند که دست‌کم از اسفند ماه سال گذشته تاکنون بابت معوقات مزدی طلبکارند."
وی گفت: " تا به امروز برای وصول مطالبات خود چندین مرتبه به نهادهای مسئول مراجعه کردیم که تمامی آنها بی‌نتیجه بوده است."
این کارگر معدن گل‌گهرادامه داد:"تنها زمانی که بعد از عید بصورت جدی پیگیر مطالبات معوقه خود شدیم کارفرما حاضر شد تا عیدی و پاداش پایان سال ۹۳ را در انتهای فرودین ماه پرداخت کند."
وی همچنین اضافه کرد: "در تمامی این مدت در معدن مشغول کاربودیم اما چون هنوز ریالی بابت مزد جاری و معوقه به ما پرداخت نشده است در این مدت بناچار همه ما برای تامین معاش در ساعاتی غیر کاری بصورت موقت در مشاغل دیگری مانند مسافرکشی و کارهای روزمزد دیگر کار کرده‌ایم."
این کارگر معدن گل‌گهر ادامه داد: "از آنجا که ادامه این وضعیت دیگر مقدور نیست از ابتدای ماه جاری دست از کار کشیدم و امروز برای پیگیری مطالبات معوقه خود به اداره کار و فرمانداری سیرجان مراجعه کردیم."
وی گفت: "در جریان تجمع امروز که حدود ۳۰۰ کارگر حضور داشتند به ما وعده پرداخت شدن یک ماه از معوقات مزدی داده شده است و امیدواریم که این اتفاق بیفتند."


از دست دادن مادر و زندانی شدن پدر توسط مزدوران خامنه ای، دلیل اصلی خودکشی دختر محمد امین آگوشی شد

 بنا بر اخبار گزارش شده، «کانی آگوشی» دختر «محمد امین آگوشی» زندانی سیاسی، ساعت ۸ عصر روز گذشته سه شنبه ۹ تیر ماه به زندگی خود برای همیشه پایان داد.
این گزارش می افزاید روز گذشته سه شنبه ، پیکر «کانی آگوشی» در حالی که خود را از درب منزل در شهر پیرانشهر حلق آویز کرده بود به پزشک قانونی منتقل شد.
«کانی آگوشی» ۲۲ ساله دانشجوی سال چهارم دانشگاه و دختر «محمد امین آگوشی» زندانی محبوس در زندان زاهدان است.
پیش تر نیز در سال گذشته همسر معلم بازنشسته زندانی «محمد امین آگوشی» به کُما رفت و پس از ۱ ماه بستری شدن در یکی از بیمارستان‌های پیرانشهر درگذشت. به این ترتیب «کانی آگوشی» پس از فوت مادرش با برادر خود «جمال آگوشی» زندگی می کرده است.
از دست دادن مادر و زندانی شدن پدرش دلیل اصلی خودکشی این دختر جوان بوده است.
گفته شده است «محمد امین آگوشی» به مرخصی اعزام شده و در راه بازگشت به پیرانشهر است و تا زمان حضور وی جنازه تحویل داده نخواهد شد.
«محمد امین آگوشی»به همراه «ایرج محمدی» و «احمد پولادخانی» اهل پیرانشهر به اتهام جاسوسی و محاربه از طریق همکاری با گروه‌های معاند نظام در سال ۸۶ بازداشت شدند.
وی پس از تحمل بیش ۷ ماه انفرادی به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد و پس از برگزاری دادگاه در شعبه دوم دادگاه نظامی رژیم (سازمان قضایی نیروهای مسلح) به اعدام از طریق تیرباران محکوم شد.
حکم صادره در شعبه ۳۱ دیوان عالی رژیم عینا تائید شد اما مجددا پرونده ایشان به جریان افتاده و با ارجاع به شعبه یکم دادگاه نظامی وی به همراه دو متهم دیگر به ۱۰ سال حبس و تبعید به زندان زاهدان محکوم شده است.
در پایان یادآوری می شود سالها زندگی تحت حاکمیت ملایان ، ارمغانی جز یاس و ناامیدی برای جوانان و گسترش بی سابقه فقر و فحشا و بیکاری در سطح جامعه نداشته است. میهنی که هر صدایی در آن سرکوب می شود و شادی جرمی است نابخشودنی. در چنین اوضاعی است که شاهد آمار بالای خودسوزی و خودکشی در بین جوانان بویژه دختران که مورد ظلم و ستم مضاعفی از جانب دژخیمان خامنه ای قرار دارند، روبرو می شویم . آری ، بی شک تنها راه برون رفت و نجات این میهن اسیر به زباله انداختن تمامیت نظام پلید آخوندی است تا دوباره با همت بلند مردم ایران و دلسوزان واقعی کشور میهنی از نو بسازیم.


لغو پناهندگی یک ایرانی به دلیل سواستفاده از حق پناهندگی توسط کشور کانادا

 بر اساس اخبار دریافت شده از سایت رسمی دادگاه فدرال بنا بر حکم این دادگاه، پناهندگی فردی ایرانی که در سال 2008 اعلام کرده مسیحی شده و با اقامت دایم در دسامبر 2008 وارد کانادا شده بود ، لغوشده و ایشان حتی امکان تجدید نظر را هم ندارند.
بنا به مدارک موجود در دادگاه ، فرد مذکور کمتر از دوسال پس از ورود به کانادا در 12 آوریل 2010 درخواست اخذ گذرنامه ایرانی داده و پس از گرفتن گذرنامه در همان ماه برای ملاقات مادربزرگش به ایران سفر کرده است . او طی این سفر عمل جراحی روی پایش انجام داده و شش ماه !!! در ایران به سر برده است.
مدارک نشان می دهد ایشان در جولای 2013 باز هم به ایران سفر کرده و اینبار 34 روز در ایران به سر برده است . او در ابتدا به مسئولان اداره مهاجرت عنوان کرده برای ملاقات عمویش که پس از ابتلا به بیماری سرطان در حال شیمی درمانی است، به ایران سفر خواهد کرد. 
ولی هدف او از این سفر چیز دیگری بوده . این شخص در ایران دو عمل جراحی زیبایی روی بینی و دندانهایش داشته و به هنگام بازگشت از ایران در پاسخ به سوالات ماموران مرزی تایید کرده که برای انجام جراحی زیبایی به ایران سفر کرده است. 
به این ترتیب وزارت مهاجرت به این نتیجه رسیده کشور محل تولد این فرد همچنان برای او امن است و این با ادعای اولیه او و شرایط درخواست پناهندگی اش در تضاد است. 
برای اثبات این قضیه سه شرط مورد نیاز بوده و این فرد هر سه شرط را داراست. به این ترتیب که به صورت داوطلبانه عمل کرده ، با قصد و تصمیم شخصی خود را در کشور محل تولدش در دسترس قرار داده و سوم اینکه طی مدت حضور مورد حمایت کشور محل تولدش بوده است.
هر سه مورد با درخواست رسمی پاسپورت ایران و استفاده از همان مدرک برای سفر به ایران و حضور درآنجا و بازگشت به کانادا کاملا مورد تایید قرار گرفته است.
به این ترتیب بدون ترتیب اثر به درخواست فرد برای تجدید نظر در حکم دادگاه ، پناهندگی وی لغو شده است.
در اینجا باید متذکر شد همه ایرانیانی که پس از گرفتن حق پناهندگی مجددا به ایران برمی گردند در واقع با با این عمل خود توهین و خیانت بزرگی به جامعه واقعی پناهنده ایرانی نموده و همراستا با رژیم جنایتکار آخوندی به نوعی از آن حمایت کرده و این به معنای تداوم حکومت دیکتاتوریی است که در آن فریاد زن و مرد و کودک از ظلم و بیداد بلند است و فقر و فحشا و خودکشی و ناامیدی در اقشار مختلف مردم موج می زند و کارگران و پرستاران و معلمانش هر روز در اعتراض به سر می برند و دگر اندیشانش یا درون سلولهای تنگ و تاریک گرفتارند و یا هر روز به بهانه ای به پای چوبه های دار کشیده می شوند تا دزدان سرمایه های ملی کشور با دست باز به جنایت و اختلاس و غارت همچنان ادامه دهند.
در پایان از همه دولتهای پناهنده پذیر تقاضا می شود تا جهت جلوگیری از هرگونه خیانت در حق پناهندگان واقعی همچون کشور کانادا آنرا با قاطعیت بسیار در سطح گسترده به اجرا درآورند.