بگو نه از نه بزرگ مردم ايران به تماميت رژيم اشغالگر حاكم بر ميهنمان وام گرفته ايم و ميخواهيم فريادگر همين نه بزرگ باشيم. نه به سازش و تسليم و سكوت ، نه به فقر و فحشاو اعتياد, نه به زندان و شكنجه و اعدام ، و آري به نبرد تا رهايي ايرانزمين اين زيباترين وطن براي همه مردم ايران از آذربايجان و كردستان ، تا خراسان و بلوچستان ، از گيلان و مازنداران تا لرستان ، خوزستان و خليج فارس , ما را در اين مسير ياري كنيد تا فريادمان بلندتر و رساتر باشد
Sunday, June 21, 2015
تأخیر در اعزام به بیمارستان و مرگ یک زندانی سیاسی
انور لاجورد زندانی سیاسی زندان #سلماس، به دلیل ایست قلبی و تاخیر در اعزام به بیمارستان، جان خود را از دست داد.
آقای انور لاجورد حدودا ۴۵ ساله، اهل روستای بروشخوران از توابع شهرستان سلماس، روز پنج شنبه ۲۸ خرداد ماه، به علت ایست قلبی در بیمارستان تبریز در گذشت.
بهنام لاجورد، فرزند این زندانی سیاسی در گفتگو با گزارشگر هرانا، گفت: “پدرم حدود نه ماه پیش برای گذراندن حبس بازداشت و به زندان سلماس منتقل شده بود، روز سه شنبه به طور ناگهانی حالش خراب شده و بیهوش شده بود، مسئولین زندان به گمان اینکه یک بیهوشی ساده است زیاد جدی نگرفتند و بعد از حدود دو سه ساعت که به هوش نیامد حاضر شدند وی را به بیمارستان منتقل کنند، اول به بیمارستان خوی بردند هنوز زنده بود و بعد منتقل شد بیمارستان تبریز و آنجا بعد دو روز فوت کرد.”
به گفته بهنام لاجورد، پدرش یک کارگر ساده و غیرسیاسی بود که به اتهام همکاری با اپوزیسیون کرد، بازداشت و پس از دو ماه بازجویی و انفرادی، به قید وثیقه آزاد شده بود، دادگاه بدوی حکم چهار سال حبس برای وی صادر کرده بود که در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس تعزیری کاهش یافت، ایشان با احتساب ایام بازداشت، آخرین روزهای حبس خود را در زندان سلماس سپری می کرد.
شعرى از مادر ریحانه جبارى به مناسبت سى خرداد- بیستم ژوئن روز جهانى در حمایت از زندانیان سیاسی در ایران
: شعله پاکروان مادر ریحانه جباری این شعر را سروده است:
با تو هستم زندانبان!
آیا کسی که پشت میله های زندان تو ، اسیر است میشناسی؟
دختر یا پسر من است . فرزند زنی شبیه مادرت.
با تو هستم زندانبان!
تو که افکار متفاوت فرزندانم را تاب نمیاوری و انان را پشت حصارهای جهل و زورگویی خودت، شکنجه میکنی .
با تو هستم زندانبان!
تو هم فرزند منی . هرچند ناخلف و بیرحم . من مادر تو نیز هستم . برای تو هم نگرانم . دستهای خونین تو مرا میترساند . قلب سنگی ت مرا نگران میکند. چشمهای پر آتش و خشمت مرا میگریاند .
با تو هستم زندانبان!
وقتی شلاق خود را بالا میبری ، لحظه ای درنگ کن . این اسیر دشمن جان تو نیست . او خواهر یا برادر توست که حتی تو را ، آزاد میخواهد.
با تو هستم زندانبان!
وقتی با تفنگت سینه اسیر را نشانه میروی ، یا چهارپایه را از زیر پایش میکشی تا او را مجازات کنی ، لحظه ای درنگ کن . انسان آیینه ی خداوند است . و خداوند مظهر مهربانی و کمال زیبایی است . او خالق است نه ویرانگر . او نشانه زندگی بخشی و نور هستی است ، نه ظلمت و نه نیستی.
با تو هستم زندانبان!
شلاقت را کنار بگذار . طناب را از گردن خواهر و برادرت باز کن . تفنگت را زمین بگذار . در زندان جهل و زورگویی را باز کن .
با تو هستم فرزند!
زمین آنقدر وسعت دارد که همه را در خود جای دهد ، بی آنکه جای کسی تنگ شود .
آسمان آنقدر گسترده هست که همه پرندگان در آن پرواز کنند و چشمهای همه را به خود خیره کند .
خورشید آنقدر مهربان هست که به همه گرما دهد .
با تو هستم فرزند!
پیش از چرخش روزگار و عمیق شدن کینه ، زندانیان را آزاد کن . کسانی که میتوانند با پرواز اندیشه شان ، جهان زیباتری بسازند .
با تو هستم فرزند زندانبان!
پیش از آنکه دیر شود چشمهایت را باز کن . دستهایت را از خون پاک کن . قلبت را لبریز از مهربانی و فکرت را سرشار دانش و سازندگی کن .
جهان با دستهای به هم پیوسته همه انسانها آباد خواهد شد . بی آنکه نیاز به میله و حصار و نیزه و اعدام باشد .
با تو هستم فرزند!
در نبرد میان تاریکی و روشنایی ، باطل و حق ، ظلم و عدالت ، شیطان و خدا ، ناچار به انتخاب هستی .
نور را انتخاب کن . صف دیوها را رها کن و به آغوش سربازان عدالت و راستی پناه ببر .
زندانیان را آزاد کن!
اخراج همه خبرنگاران بخش کارگری روزنامه حكومتي ایلنا در یک روز
#بگونه: روز شنبه ۳۰ خرداد, خبرنگاران بخش کارگری روزنامه حكومتي ایلنا به شکل دسته جمعی اخراج شدند. اخراج دسته جمعی کارگران، قراردادهای موقت و یکطرفه و نبود امنیت شغلی، یکی از موضوعاتی بود که این خبرنگاران به آن پرداخته بودند.
یک روزنامهنگار از تهران درباره گروه کارگری ایلنا به رادیو زمانه گفته است: «دقت و استمرار گروه کارگری اخراج شده این رسانه در پوشش اعتصابها، پیگیری موضوعات روز و حتی انعکاس اخبار جزیی کارگری که معمولا در رسانههای دیگر نمیشد آنها را پیدا کرد، باعث شده بود که این بخش از خبرگزاری ایلنا، مرجع اخبار کارگران باشد. این گروه در ایجاد موج خبری درباره موضوعات کارگری بسیار موفق بود و گزارشهای جاندار و مستندی از وضعیت معیشتی و حقوقی کارگران منتشر میکرد که غیبت آن به هر شکل، نشانه حساسیت حاکمیت به مساله کارگران و نفوذ و تاثیر این رسانه است و جای خالی آن در رسانههای ایران به وضوح احساس خواهد شد.»
اسماعیل محمدولی، دبیر اخراج شده بخش کارگری ایلنا اما در پاسخ به سوال توییتری میدان درباره صحت و سقم این موضوع و در واکنش به این ماجرا، در توییتر خود نوشته است: «گروه کارگری ایلنا به طور دسته جمعی اخراج شدهاند. دلایلش قابل حدس است اما به زودی توضیحاتی منتشر میکنیم.»
او روز شنبه در صفحه فیسبوک خود نیز نوشت: «برای آنها که پرسیدهاند فعلا همین قدر بگویم که تیم پنج نفره کارگری ایلنا امروز اخراج شدند. هر چند سمت اداری من دبیر گروه کارگری بود اما همه اهالی ایلنا میدانستند گروه ما شورایی اداره میشود. این شد که همگی ما را اخراج کردند. دلایلش برای کسانی که پیگیر اخبار کارگری بودند واضح است اما به زودی، بعد از فروکش کردن عصبانیت و با تصمیم جمعی، توضیحاتی منتشر خواهیم کرد.»
Saturday, June 20, 2015
محمدعلی طاهری زندانی عقیدتی در بیدادگاه رژیم به اعدام محکوم شد
#بگونه : بنا به خبر دریافتی ، زندانی عقیدتی "محمدعلی طاهری"، بنیانگذار “عرفان حلقه” به اتهام آخوند ساخته “افساد فیالارض” در بیدادگاه رژیم به اعدام محکوم شد.
بنا به گفته ،محمود علیزادهطباطبایی، وکیل مدافع آقای محمد علی طاهری، این حکم غیر انسانی از سوی شعبه ۲۸ بیدادگاه رژیم صادر شده اما هنوز ابلاغ نشده است.
دايه خديجه مادر شهيد منصور آروند: فرزندانتان را مانند منصور تربيت كنيد و بار بياوريد
پس از از آنكه رژيم جنايتكار آخوندها زنداني سياسي و ورزشكار سرشناس ومحبوب كرد منصورآروند را در روز يكشنبه ٢٤ خرداد ١٣٩٤ به شهادت رساند و دژخيمان رژيم حاضر نبودند جسد وی را تحويل خانواده اش بدهند ، دايه خديجه مادر اين شهيد در اين رابطه گفت: جسد منصورم را ندهند مهم نيست. مهم اين است كه منصور در آغوش خاك ميهنش و در دل مردمش آرام گرفته است، كه همه زندگي و بی قراريش برای آن بود.
دايه خديجه همچنين خطاب به مردم مهاباد كه گروه گروه برای همدردي و تسليت در مراسم فرزندش شركت كرده و مي گريستند در باره قهرمانی منصور حرف زد و رو به مردم كرد وگفت : اعدام شهيد منصور مثل آزادی است. چرا گريه مي كنيد؟! فرزندم رها شد از زندان! او را تكثير كنيد و فرزندانتان را مانند منصور تربيت كنيد و بار بياوريد. منصور كه چشمانش از ديگر جوانان سياهتر نبود! در مثل مانند خون منصور كه از خون ديگر جوانان رنگينتر نيست.
Friday, June 19, 2015
اعلام اعتصاب غذاي چهارتن از زندانيان سياسي عرب در اعتراض به تداوم شكنجه
و زندان
به گزارش منتشره در وبلاگ طلايه داران، چهار زنداني سياسي از هم وطنان عرب اهوازي در استان خوزستان، در اعراض به تداوم شكنجه و مرگ تدريجي و زندان غير قانوني و غير انساني در شكنجه گاههاي رژيم قرون وسطايي ولايت فقيه اعلام اعتصاب غذا كردند.
خالد حردانی به همراه سه تن از بستگان و همراهانش در زندان به نامهاي فرهنگ پور منصوري، شهرام پور منصوري و رسول حرداني، در 30 خرداد و در آستانه 16 سال زندان و شکنجه و تبعید و در اعتراض به نگهداری غیر قانونی و غیر انسانی در شکنجه گاههای رژیم ولایت فقیه دست به اعتصاب غذا سیاسی؛ اعتراضی می زنند و از تمام مدافعان حقوق بشر و دموکراسی خواهان ایران و جهان خواستار حمایت و پشتیبانی دارند.خبرهای رسید از یک منبع آگاه حاكي از این است که خالد حردانی گفته است در صورت ادامه بازداشت و زندان و شکنجه همراهانم، این اعتصاب و اعتراض ادامه خواهد داشت.
دوستان من هیچ گناهی نکرده اند که مستوجب مجازات اعدام و شکنجه غیر انسانی 15 ساله شوند.
وبلاگ طلايه داران در گزارش خود مي افزايد: خالدحردانی به همراه خانواده و دوستان خود در سال 79 13 در یک اقدام هواپیما ربایی دستگیر و به اعدام محکوم شد. قاضی پرونده به او گفته بود تو باید اعدام شوی تا درس عبرتی براي تمام عربهای خوزستان بشوی. این در حالی است که رژیم جنایتکار ولایت فقیه در منطقه به بهانه کمک به مردم عرب منطقه و شعیان دست به کشتار و جنایت سازمان یافته می زند. اهواز مركز استان خوزستان در جنوب ايران كه يكي از حاصل خيزترين مناطق ايران است، مردمش شیعه و اکثر شهرهای آنجا عرب زبان مي باشند اما فقر و گرسنگی در آنجا یک نماد عینی و عمومی است. مردم به خاطر زبان و فرهنگ و ادبیات خاص خود و همچنین نوع پوشش و نگاه اجتماعی مورد ظلم و ستم و تبعيض مضاعف رژيم اشغالگر و ضد ايراني و ضد بشري ولايت فقيه قرار دارند.
از خالد حردانی و دوستانش که در این 15 سال مورد ظلم قرار گرفته اند حمایت کنیم.
Subscribe to:
Posts (Atom)






