جام زهر اتمي و آثار آن در درون باند ولي فقيه و وظيفه جامعه و نيروهاي مبارز در اين شرايط !
خامنه اي كه در برنامه بمب سازي و دست يابي به بمب اتم شكست خورد و مجبور شد پاي ميز مذاكره و توافق برود،يعني به زبان ساده و سليس فارسي، جام زهر اتمي را بخورد و اين شكست و عقب نشيني و زهر خوري هم بازگشت ناپذير و بسيار كاري است كه آثار آن بطور مضاعف بارز ميشود و هم اكنون تعادل رژيم را در درون و منطقه برهمزده است. اين برهم خوردن تعادل بر اثر يك ضربه كاري و استراتژيك است كه جامعه ايران به رژيم وارد كرده كه هژموني ولايت فقيه را ضعيف و دچار تزلزل كرده است. بنابر اين بهدنبال تندادن خلیفه ارتجاع به توافقنامه زهر آلود اتمی شقه و شکاف در درون باند خامنهای نیز بارز شده است.
به گونه اي كه وقتي پاسدار شریعتمداری روز شنبه در کیهان خامنهای نوشت: حرفهای خامنهای در عید فطر امسال کمترین تردیدی باقی نمیگذارد که او بههیچوجه از متن تهیه شده راضی نیست...
مشاور سرکرده کل سپاه پاسداران رژيم به او هشدارد داد : چگونه است جنابعالی، اصرار داری به مخاطبان خود تفهیم کنی که خامنهای مثل من فکر میکند؟! مثل من تحلیل میکند؟! و مثل من میفهمد؟! آیا بهتر نیست به گونهای موضعگیری کنید که مواضع خود را اعلام کنید، نه اینکه از زبان رهبری سخن بگویید؟
رژيم تلاش مي كند با دود و دم زهر خوري و ضعف و برهم خوردن تعادلش را و موضوع سرنگوني اش را بپوشاند، نبايد گول اين دود و دم را خورد بايد اين حقيقت را درك كرد كه رژيم يك ضربه كلان استراتژيك خورده است و به او پي در پي تعرض نمود . همچنين بوقهای استعماری، لابیهای خارج کشوری رژیم، ممکن است تظاهر به مخالفت با رژیم هم بکنند، که البته دیگر نمیکنند چون بسیار رسوا هستند، آنها را باید در کمک به رژیم در این مسأله (پوشاندن مسأله اصلی - زهر خوردن و سرنگونی رژیم) افشا کرد.
واقعیت سیاسی تضعیف کیفی رژیم را، در صحنه سیاسی و بینالمللی، باید عنوان کرد كه وقتی دشمن ضعیف است، وقتی ولایتفقیه اینطور ضعیف شده است، وقت باج دادن به آن نیست. حتی در یک کنش و واکنش بینالمللی و منطقهای. اتفاقاً باید شدیدترین فشار را به آن آورد و امتیازهای بیشتر از آن گرفت.
مهمتر از همه، در جامعهای که رژیم در این شرایط زهر خوردن، فقط با سرکوب، خفقان، موج اعدام، با ایجاد رعب و ترس و تروریزه کردن جامعه، میخواهد جامعه را مهار کند و هر 2 باند رژیم هم در این موضوع با هم عمل میکنند، این پیام را باید در جامعه برد که رژیم زهر خورده و بسیار ضعیف شده است.
مردمی که حقوقشان را غصب کردهاند، باید بدانند که این دشمن ضعیف است. پس بیشتر به آن بکوبند. حقوقشان را با صدای رساتر طرح بکنند.
باید نسبت به صحنههای تاخت و تاز وحشیانه چماقداران و عوامل رژیم و پاسداران در سطح جامعه، واکنش متقابل نشان داد و بساط آنها را بر هم ریخت.
رژیم میرود مسجد اهل سنت را تخریب میکند، باید از طرف جوانان و جامعه، توی دهانش بخورد. به کلیسای مسیحیان در کرج حمله میکند و لباس شخصیهایش را برای آن کار میفرستد. باید از طرف مردم توی دهانش کوبیده شود.
صحنههای دردناک رفتار با مادران شهدا، مادر ستار بهشتی، دکتر ملکی، نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب، در آن سن و سال با آن صحنههای فجیع آن برخوردهای وحشیانه را با او میکنند. جامعه باید با واکنش شدید، به این مزدوران پاسخ دهد. رفتار وحشیانه با زندانیان سیاسی، مانند علی معزی، ارژنگ داوودی، نرگس محمدی، باید به این رفتار وحشیانه، از طرف مردم و جامعه، پاسخ کوبنده داده شود.
و مهمتر، تظاهرات و خواستههای صنفی معلمان، پرستاران، کارگران و... است. الآن مردم باید از رژیم حسابرسی کنند. از کسانی که ثروتهای این ملت را چپاول کرده، زندگی مردم ایران را تباه کردهاند، آن هم در تنور جنگ یا در کوره اتمی. حال این فشار و فقر و تبعیض را بر مردم ایران تحمیل میکنند. بله، این دزدان و جنایتکاران باید مورد حسابرسی قرار گیرند. این صورت مسأله اصلی و واقعی جامعه ایران است.
حال نیرو های انقلابی و مبارز باید این واقعیت را در صدر وظايف خود قرار دهند و به جامعه ببرند. که دشمن زهر خورده و ضعيف و متفرق و متشتتي كه تعادلش بر هم خورده است بايد امانش را بريد و حق مردم ایران را از حلقومش بيرون كشيد.

No comments:
Post a Comment